
به گزارش مرکز ارتباطات و اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها (مأوا)، حجت الاسلام والمسلمین فلاح رفیع ، مسئول نهاد رهبری در دانشگاه تربیت مدرس در گفت و گویی با خبرگزاری شبستان در خصوص ظرفیت های نهج البلاغه برای تولید علوم انسانی بویژه در رشته های مدیریت و علوم سیاسی مطالبی را به شرح زیر عنوان کرده است.
آیا می توان برای تولید علوم انسانی اسلامی به نهج البلاغه به عنوان یک منبع اتکا کرد؟
با شناخت نهج البلاغه و صاحب آن به طور قطع و یقین جواب سوال شما مثبت خواهد بود. نهج البلاغه کلام امام معصوم و صاحب علم الهی است. این حقیقتی است که دوست و دشمن به آن اعتراف کرده اند. البته همه می دانیم که نهج البلاغه مانند اکثر کلمات و بیانات ائمه طاهرین (علیهم السلام) با توجه به حوادث و پیشامدها و نیازها و سوالات مطرح شده از یک سو و در سطح فکر و اندیشه مخاطبان از سوی دیگر بیان شده است. اما صاحبان دانش و معرفت به هر میزان در این کلمات تفکر و تامل بیشتر داشته باشند به زوایای پنهان تر کلمات آن بزرگواران پی خواهند برد. به عبارت دیگرکلام معصوم(علیه السلام) همچون کلام خداوند متعال دارای معانی عمیق است و حتی محکم و متشابه، ظاهر و باطن، مفهوم و منطوق ، عام و خاص، مطلق و مقید دارد.
نهج البلاغه دون کلام خالق و فوق کلام مخلوق است. براین اساس می توان گفت انسانها در همه بخش های زندگی خود نیازمند به این کتاب عظیم هستند. این نیاز شامل مبنا قرار گرفتن آن کلمات برای علوم انسانی و تولید در این عرصه نیز میشود.
البته باید توجه داشته باشیم که تولید علوم انسانی یعنی چه؟ و چگونه می توان از این بیانات نورانی در تولید علم وام گرفت و بهره مند شد، این مطلب خود نیاز به بحث مفصل تر و مبنایی دارد که در جای خود میبایست مطرح شودو اینجا مجال پرداختن به آن مباحث نیست. اما اگر بخواهیم مختصر عرض کنیم باید بگوییم نباید از کلام حضرت تولید مستقیم علوم انسانی را انتظار داشت. کلام حضرت مبنا و منبع است. حضرات معصومین(علیهم السلام) فرمودند: علینا القاء الاصول و علیکم التفریع؛ ما اصول و مبانی را بیان می کنیم و این شمایید که باید فروعات را استخراج و استنباط کنید. و یا در جای دیگر فرمودند: «عندنا جوامع الکلم » کلمات ما جامع و دارای معانی پرمغز و عمیق است.
بر این اساس صاحبان علم و دانش میبایست با تامل و تعمق به آن معانی بلند دست پیدا کنند. این کار در تولید دانش هم به طور قطع راهگشاست. البته دو نکته را در اینجا یادآور می شوم:
1-این بدان معنا نیست که ائمه طاهرین (علیهم السلام) کلمات جزئی و مصداقی ندارند. آن بزرگواران از مصادیق و جزئیات مهم سخن گفتهاند که این شامل پارهای از نظرات علمی از جمله پزشکی، شیمی، جامعه شناسی، روان شناسی و غیره هم می شود. اما به طور کلی و معمول آنچه از امامان معصوم انتظار میرفته است پرداختن به جزء جزء علوم نبوده است. این امر هرچند از امام (علیه السلام) ممکن است و از علم نامحدود امام خارج نیست ، اما چندان برای انسانها مفید نبوده است. در عین حال که آنها را از تلاش و تامل باز می داشته است . امام معصوم (علیه السلام) قرار نبوده است که همه چیز را آماده در اختیار انسان قرار دهد. اگر اینطور بود، پس تکلیف اختیار و آزادی عمل و تلاش و سعی و در نهایت پاداش و مکافات انسان ها چه می شد؟!پس تکلیف بحث مطالعه و پژوهش و تولید علم چه می شود؟!
لذا راهگشای ائمه طاهرین در بخش علوم یا راهگشایی و هدایت از طریق مبانی تولید علوم است یا راهگشای به روشها و شیوههای آن می باشد و یا از طریق غایات و اهداف علم صورت میپذیرد. بقیه امور را در تولید علم انسانهای عالم و دانشمند خود باید انجام دهند.
کدام کلام حضرت در حوزه مدیریت و سیاست می تواند مبنای نظریه پردازی باشد؟
به علت جامعیتی که در پاسخ به سوال اول شما عرض کردم، از عموم کلمات حضرت می توان در همه حوزه ها بهره مند شد. اینگونه نیست که حضرت یک خطبه یا نامه مخصوص مدیریت و سیاست و یا دیگر موضوعات القاء کرده باشند. کلام امام علی علیه السلام و دیگر معصومین (علیهم السلام) را همچون کلام قرآن کریم نمی توان آنچنان به موضوع خاص اختصاص داد که ادعا کنیم این کلام حضرت از اول تا آخر در زمینه فلان موضوع است. البته از مجموع کلمات آن بزرگواران مثل قرآن کریم می توان در هر زمینه ای مطالب پیوستهای را ارائه داد، اما به ندرت میتوان از اول تا آخر یک خطبه آن حضرت را منحصر در یک موضوع کرد. علت این امر هم همان جامعیت و پرمغزی و عمقی است که عرض کردیم.
اما با این وجود از برخی خطبه ها و نامه های حضرت می توان در زمینه مدیریت و سیاست برای نظریه پردازی بهره گرفت از جمله نامه 53 نهج البلاغه که حضرت خطاب به مالک اشتر برای فرماندهی در مصر نوشتند که به نظام نامه سیاسی هم معروف شده است. یا نامه 50، نامه 45، نامه 46، خطبه 205، خطبه 92.
البته باید عرض کنم نظریهپردازی لوازم خاص خود را دارد که اهل فن می دانند. یک نظریهپرداز می بایست همه آن لوازم را در ارائه نظریه خود رعایت کند.
آیا این نظریات دارای بعد جهان شمولی خواهد بود؟
نظریه اگر از شرائط خاص خود برخوردار باشد و به عبارتی واقعا نظریه باشد اساسا جهان شمول هست. جهان شمولی هم به این معناست که میبایست در جهان مورد نظر خود بتواند بین اجزاء پراکنده و گوناگون هماهنگی ایجاد کند و تبیینی نو و عقل پسندانه ارائه نماید.
البته جهان شمولی یک نظریه و برخورداری از سیستم هماهنگ ساز و تبیین گر برای هر نظریه به معنای صدق واقعی آن نیست که در جای خود باید از آن بحث شود.
آیا می توان نهج البلاغه را دستمایه نگارش پایان نامه و کتاب در مقاطع مختلف تحصیلی قرار داد؟
نهج البلاغه نه تنها می تواند دستمایه نگارش پایان نامه ها در مقاطع مختلف تحصیلی و نیز کتاب قرار بگیرد، بلکه این کار سالیان درازی است که شده است. منتهی نکته مهم این است که نهج البلاغه کتاب زندگیست و نه صرفا یک کتاب یا پایان نامه ای که در آن مطالب کاملا انتزاعی مطرح می شود، و یا مطالبی که فقط به درد کلاس و دانشگاه و حوزه می خورد و نه غیر آن.
بنابراین نهج البلاغه را باید دستمایه پایان نامه و کتاب ها قرار داد اما به این شرط که مخاطبان بتوانند با آن راه سعادت و خوشبختی خود را در عمل پیدا کنند.
نهاد رهبری دانشگاه تربیت مدرس...
ما را در سایت نهاد رهبری دانشگاه تربیت مدرس دنبال میکنید
برچسب: نهج,البلاغه,باید,مبنای,علوم,انسانی,تولید,دانشگاه,قرار,گیرد, نویسنده: بازدید: 189 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:32